معیار دین

معیار بودن عقل بدین معنا است که برای تشخیص درستی یا نادرستی «برخی» از گزاره های دینی، عقل یگانه معیار ارزیابی است. در این بخش، فقط آنچه خردپذیر است، و نه تنها گزاره های خردستیز، بلکه معارف خردگریز نیز جایگاه و منزلتی ندارند؛ البته با اعتراف خود عقل، خرد فقط در گزاره های خاصی چنین نقشی بر عهده دارد و به گونه های زیر اعمال می شود:

آ- اثبات حقانیت دین

یکی از وظایف عقل، اثبات حقانیت دین و مبادی آن است. عقل به ضرورت برانگیخته شدن پیامبران از سوی خداوند اعتراف کرده، انبیای راستین را از مدعیان دورغین نبوت تشخیص می دهد. اثبات ضرورت، حقانیت و عصمت دین، همگی اموری عقلی است و دین هرگز نمی تواند و نمی باید در این گستره، سخنی خلاف عقل داشته باشد؛ زیرا اصل پذیرش دین، در گرو اصول و قواعد عقلی است و دین نمی تواند با آنچه خودش بدان وابسته است، مخالفت ورزد.

ب- اثبات اصول اعتقادی دین

اثبات اصول اعتقادی دین نیز به عهدۀ عقل است. دانشمندان روشن بین، همواره پذیرش مقلدانۀ اصول بنیادی و اعتقادی را مردود شمرده، و همگان را به اندیشه در این ارکان زیربنایی فرا خوانده اند. دعوت به ایمان عاری از تعقل و فرار از اقامۀ ادلۀ عقلی در اصول اساسی دین، امری است که عقل سلیم انسانی آن را بر نمی تابد؛ از این رو، دین در اصول اعتقادی نمی تواند سخنی خلاف عقل داشته باشد. ما به همین دلیل معتقدیم که اموری چون تثلیث و تجسد و مرگ فدیه وار مسیح، تحریفات بشر ساخته ای است که در دین مسیح رخنه کرده و گرنه دین الاهی از این گونه امور خرد ستیز پیراسته است.

ج- محافظت دین از تحریف[1]

هر دینی که در آغاز پاک و دست نخورده به پیروان خود عرضه می شود، ممکن است در طول تاریخ با تحریف ها و تصرف های بشر روبه رو شود. اینجا است که نقش عقل در جایگاه مقیاس و ترازوی سنجش وحی الاهی از تحریفات بشری به خوبی نمایان می شود؛ برای مثال، دین اسلام که به اعتقاد دوست و دشمن، بیش از ادیان دیگر دستبرد تحریف مصون مانده، از همان آغاز با مسئلۀ روایات ساختگی دست به گریبان بوده است. نگاهی به شیوۀ تدوین کتاب های روایی اهل سنت این حقیقت را به خوبی آشکار می سازد؛ برای مثال، بخاری حدود دو هزار و هفتصد حدیث غیر تکراری صحیح خود را از میان ششصد هزار حدیث گزینش کرده است. همچنین، احمد بن حنبل روایات کتاب مسند خود را که حدود سی هزار حدیث دارد، از میان هفتصد و پنجاه هزار حدیث برگزیده است.[2]

با این همه، اسلام دستگاه های تسویۀ معتبری برای زدودن اینگونه آلودگی ها معرفی کرده است. پیشوایان دین، خود را از وجود این روایات ساختگی خبر داده، برای جدا سازی سره از ناسره راهکارهایی نمایانده اند که عرضۀ روایات به کتاب الاهی و سنت متواتر و قطعی نبوی، یکی از این راه ها است. بی تردید عقل در این عرصه، نقش بسزایی دارد. در معارف مربوط به اصول اعتقادات عقل یکه تاز میدان است و هیچ سخن خردستیز و حتی خردگریزی را بر نمی تابد. در حوزۀ فروع دین نیز هرچند بیشتر احکام قفهی فوق درک عقلند، هیچ حکم خردستیزی پذیرفته نمی شود.

2- مفتاح دین

عقل، کلید فهم بسیاری از گزاره های دینی، به ویژه در حوزۀ جزئیات احکام فقهی است؛ یعنی انسان را فقط تا در خانۀ شریعت همراهی می کند؛ ولی هیچ گاه به تنهایی نمی تواند از گنجینه های درون خانه بهره گیرد؛ برای مثال، فلسفۀ تعداد رکعات نماز یا اوقات خاص عبادت، از اموری است که عقل انسان عادی، راهی برای درک آن ندارد. یگانه چیزی که عقل در این زمینه در می یابد، مخالفت نداشتن این احکام با اصول کلی عقلانی است؛ به عبارت دیگر، عقل این احکام را خردستیز نمی یابد؛ ولی توانایی اثبان خردپذیری آنها را نیز ندارد؛ زیرا «عقل را ره نیست آن سوز افتقاد»؛[3] البته روشن است که پذیرش این احکام خردگریز، پس از اثبات عقلانی مبادی و پایه های اساسی دین، عین خردورزی، و سرپیچی از آنها، نشانۀ بی خردی است.



[1] ر.ک: مرتضی مطهری: اسلام و مقتضیات زمان، ج 1، صص 135-127.-

[2] عبدالحسین الامینی: الغدیر، ج 5، صص 293-292.-

[3] جلال الدین محمد بلخی: مثنوی معنوی، دفتر اول، بیت 3505.-