بسم الله الرحمن الرحیم                                                        

مقدمه :اندیشه های کلامی شیخ مفید از جنبه های گوناگون شایسته بحث و  مطالعه است.از مهمترین واساسی ترین جنبه های آن ،مساله عقل در اندیشه  این عالم بزرگ است .مساله عقل از کهنترین مسائل    تاریخ تفکرانسانی است.درتاریخ اندیشه دینی نیزاین مساله ازبحث برانگیزترین مسائل بوده است.اززاویه نظرمعرفت شناختی پرسش های فراوانی دراین مقام به انتظار پاسخ مطرح می شود : مرادازعقل چیست؟ قلمروادراک آن تا کجاست ؟ به چه میزان می توان بر احکام عقل تکیه کرد؟چگونه می توان ازاشتباهات وخطاهای عقلی مصون ماند ؟ عقل با وحی چه رابطه دارد؟...ترسیم سیمای معرفت شناختی یک متفکر با پاسخ به پرسشهای یاد شده میسر میشود .دراین مقاله در تفسیرآراء شیخ مفید ازآراء  شاگردان طرازاول او،سید مرتضی علم الهدی وشیخ الطائفه طوسی ،استفاده شده.وآراء مفید رابا اندیشه های معاصران وی،بویژه معتزلی واشعری ،مقایسه شده تا میزان تاثیروتاثرمفید رانشان داده باشیم.       و 

 


موضوع: عقل دراندیشیه شیخ مفید                             

ماهیت عقل  :شیخ دربحث ازاولین فرضیه خدا برمکلفین ، معرفت را متوقف برنظرداشته         ونظررابه کاربردن عقل در وصول به غایت به اعتباردلالت حاضرمعرفی می کند وپس می نویسد: ما اللعقل ؟العقل معنی یتمیزبه من معرفته المستنبطات(الشیطان ن. ب)ویسمی عقلا لانه یعقل عن المقبحات  عقل دراین عبارت به عنوان (معنی) تعریف شده ،نه  قوه ووظیفه آن (تمیز) دانسته شده وبا (معرفت) تبین  شده است.واژه (مستنبطات ) با تکلیف با عبارت سازگاری می باید وآن گاه اموربدیهی غیرمستبطه ازتعریف خارج می شود ،حال آنکه خواهیم دید که استعمال عقل دراین گونه امور بدیهی درنزد متکلمین  ازجمله شیخ مفید ،رواج فراون دارد.موید انتخاب (شیطان) وجه تسمیه ذیل عبارت است:مانع ازمقبحات  دراین صورت تعریف فوق یاد آورعقل معرفی شده دراحادیث است :العقل ماعبد به الرحمن واکتسب به الجنان .به هرحال عقل ممیز بین خیر و شر اطلاق شده است.اشکال به انحصارعقل درعقل عملی ودرماندن ادارکات عقل نظری قابل دفع است به اینکه بحث در اولین فریضه خدا بربندگان است وبحث ازفریضه با عقل عملی سازگار است.پس تعریف اگرچه در صدریک کتاب کلامی واعتقادی نگاشته شده است ،متعرض همه ابعاد عقل نشده است وتنها به یک بعد آن پرداخته است. شیخ مفید در جایی دیگر احکام عقول را به احکامی از قبیل وجوب رد مال مغصوبه،مشغول الذمه بودن جانی واصاله الاباحه معنی کرده که همگی ازاحکام عقل عملی به حساب می آیند.او در رساله اصول فقه یک بار عقل را راه شناخت حجیت ودلالات اخبارو باردیگرراه شناخت معانی کلام معرفی کرده است.بحث از حجیت ودلالت ظواهر مباحث اعتباری اصول فقه است که خارج ازحیطه عقل نظری است .درهمه این تعاریف،عقل با  معرفت همراه است وهمگی ناظربه احکام عقل عملی مصطح می باشد.بااین همه نمی توان عقل را از نظرشیخ مفید منحصر در این معانی دانست وازادارکات نظری عقل غافل شد.مهمترین دلیل این تعمیم تمسک فراوان شیخ مفید به ادارکات واحکام نظری عقل در مواضع مختلف آثارکلامی اوست.لذاانحصار تعریفهای مذکوردراحکام عملی عقل ناشی از مباحثی است که این تعریفها ناظرآنهاست .در اینجا مناسب است به تعریف جامع عقل از شیخ الطائفه طوسی ،شاگرد دانشمند شیخ مفید ،اشاره کنیم :عقل عبارت از مجموعه علوم است ،آنگاه که جمع شود عقل نامیده می شود .مانند علم به وجوب واجبات فراوان ،مانندردودیعه ،شکرمنعم وانصاف :وقبح قبائح فراوان ،مانند ظلم ، دروغ وعبث :وحسن بسیاری از محسنات ،مانند عدل واحسان وصدق :ومانند علم به قصد مخاطبین،تعلق فعل به فاعل ؛علم به مدرکات باارتفاع  موانع و زوال اشتباهات .این علوم به واسطه دو امر عقل نامیده می شود:اول اینکه این علوم از قبایح عقلی باز می دارند و به واسطه این علوم  واجبات عقلی انجام میگیرد   تشبیه به عقل ناقه،دوم اینکه حصول علوم استدلالی ممکن نیست ؛مگر بعد ازتقدیم این علوم {عقل}.پس این {علوم استدلالی}مرتبط به این {علوم}است ،وبازعقل نامیده می شود تشبیه به عقال ناقه.قضایای عقلی بر سه قسم است :واجب و جایز ومستحیل .واجب آن است که چاره ای جز حصولش درهر حال نیست ،مانند وجود قدیم  در ازل و صفات اجناس و مانند آن .جایز آن است که حصول و عدم حصولش هردو ممکن است و آن جمیع امور متجدده می باشد ..و مستحیل آن است که حصولش به هیچ وجه جایز نیست ،مانند انقلاب اجناس و اجتماع ضدین.